برنامه شماره 24

 

Damavand Cultural Foundation

info@BonyadeDamavand.org

http://DamavandCulturalFoundation.Org   

 

برنامۀ ماه ژانویه 2015

دی ماه 1393

 

بخش نخست

 

"مهاجرت وپراکندگی جهانی ایرانیان"

 

سخنران:

 دکتر شاهرخ احکامی

پزشگ،نویسنده و سردبیر فصلنامه

“میراث ایران”

بخش دوم

اجرای موسیقی

گروه ساز های جوان به سرپرستی

استاد احمد برهانی

حنا سلطانی ،امیر برهانی و دریا سلطانی

با آواز: فیروزه ضرابی

*************

و با همکاری هنرمند مهمان : محمد رضا کاظمی فر

زمان-یکشنبه 18 ماه ژانویه 2015

گرد همائی ساعت 5:00 بعد از ظهر

  (پذیرائی- چای –قهوه-شیرینی)  

شروع سخنرانی ساعت 5:30

 

Montgomery college-Rockville

TC (Technical Center) Room#136

51 Mannakee Street

Rockville, MD 20850

Direction: from 355 (Hungerford Drive)

Take N. Campus Drive, Park at Lot #9 (Across from Technical Center)

From 270 take exit 6A to Nelson St., down to Montgomery College

 

"دوستان عزیز با عضویت /یا کمک مالی ومعنوی خود دراین حرکت فرهنگی ،

آنرا نهادینه نمایید"

 

  774-326-0983 تلفن اطلاعات:

آدرس صندوق پستی بنیاد

Damavand Cultural Foundation

P.O. Box: 4184

Rockville, MD. 20849

1

اجرای بیست وچهارمین برنامه بنیاد فرهنگی دماوند با سخنرانی دکتر شاهرخ

 

احکامی، پزشک متخصص و ناشر و سردبیر فصلنامۀ میراث ایران ، روز یکشنبه 81 ژانویه با

حضور جمع انبوهی از ایرانیان فرهنگ دوست منطقۀ واشنگتن در تالار اجتماعات مونتگمری کالج

برگزار گردید. ناطق در صحبت مشروح خود پیرامون مهاجرت و پراکندگی جهانی ایرانیان سخن

گفت وبا ارائۀ و تحلیل آمار و ارقام جالب توجهی به نقل از معتبر ترین مؤسسات نظرسنجی و

آمار گیری جهان، دریچۀ تازه ای بر روی وضع ایرانیان برون مرزی و موقعیت و دستاوردهای جهانی

آنها گشود. پیش از آغاز سخنرانی، آقای پرویز آیادی عضو هیئت مدیره به مدعوین خیر مقدم

گفته وسپس آقای اردشیر لطفیعان که ایشان نیز عضوی از هیئت مدیره هستند بعنوان گرداننده

ادارۀ مجلس معرفی نمودند. آقای اردشیر لطفعلیان با اختصار به معرفی دکتر احکامی و کار

نامۀ فعالیتهای او چه در رشتۀ تخصصی اش پزشکی و در چه در عرصۀ فرهنگی روزنامه نگاری

پرداخت. بنا بر توضیح وی، دکتر احکامی که در شهر قوچان به جهان چشم گشوده است، پس از

دریافت دانشنامۀ پزشکی از دانشگاه تهران و دیدن یک دورۀ آموزشی در انستیتو پاستور فرانسه

در بارۀ بیماری انگلی و عفونی، برای تکمیل تحصیلات تخصصی خود عازم آمریکا شد. او پس از

دریافت دنشنامۀ تخصصی در رشتۀ زنان و مامایی، از سال 8798 کار طبابت را در شهر پساییک

در ایالات نیوجرسی آغا ز کرد که ظرف چند دهۀ گذشته همچنان ادامه داشته و او را در شمار

یکی محبوب ترین و پر مراجع ترین پزشکان منطقه در آورده است. اما بنا به گفتۀ گردانندۀ جلسه،

"آنچه که به شخصیت دکتر احکامی بُعد و برجستگی ویژه ای داده و او را در جامعۀ برون مرزی

ایرانیان به چهره ای شاخص تبدیل کرده است فعالیتهای گستردۀ او در عرصۀ فرهنگی و

اجتماعی است. دکتر احکامی در سال 8771 مهمترین و پرثمرترین فعالیت فرهنگی خود را که

همان انتشار فصلنامۀ دو زبانۀ "میراث ایران" باشد آغاز نهاد. این نشریه که در این مدت با روی

جلد رنگی، کاغذ مرغوب و محتوای غنی بدون هیچگونه انقطاعی عرضه شده، در ماه ژوئن

امسال بیست ساله خواهد شد. بخش انگلیسی و فارسی میراث ایران در این دوران بیست

ساله، دائرة المعارفی از بهترین و پربارترین مقالات را در ارتباط با جنبه های گوناگون فرهنگ ایران

در بر دارد و شماری ازبرجسته ترین نویسندگان ایرانی غیر ایرانی و در این مدت با آن همکاری

داشته اند" دکتر احکامی در کنار انتشار مجله میراث ایران بانی برگزاری رژه ایرانیان در شهر

نیویورک نیز بوده به یاری همسرش خانم ناهید احکامی و سه خانوادۀ ایرانی دیگر برنامه های

سودمند تلویزیونی میراث گویای ایران را به راه انداخته و مدتی نیز میراث ایران را به صوت

ماهانه انتشار داده است.

دکتر احکامی سخنرانی خود را با شعری از قیصر امین پور، شاعر پرمایۀ معاصر که )عمرش

چندان دیر نپایید( آغاز کرد. مطلع غزل چنین است: موجیم و وصل ما، از خود بریدن

است*ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است شروع نمودند.

متن کامل سخنرانی:

در فکر تدوین و نوشتن این گفتار بودم که در اخبار خواندم که وزیر سابق علوم جمهوری اسلامی

ایران گفته است که سالانه 811 هزار نخبه علمی از کشور خارج می شوند و میزان ضرر از بابت

مهاجرت مغزها سالانه 811 میلیارد دلار است و ایران از نظر فرار مغزها در بین 79 کشور رتبه اول

را دارد. او گفته بود که طبق محاسبات دهه هفتاد خورشیدی تربیت یک نفر نخبه برای ایران یک

 

 

2

میلیون دلار هزینه دارد. به گفته وزیر سابق علوم در شرایطی که کل بودجه دولتی این کشور

با مهاجرت مغزها سالانه 811 میلیارد دلار « 879 هزار میلیارد تومان )معادل 91 میلیارد دلار( است

». به دنیا کمک می کنیم

یکی از مقام های وزارت علوم در دولت پیشین جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که در این کشور

در آخرین روزهای فعالیت » بنیاد ملی نخبگان ایران « چیزی به عنوان فرار مغزها وجود ندارد. اما

دولت پیشین گزارشی خلاف این ادعا منتشر کرد. این بنیاد اعلام کرد که 811 نفر از دارندگان

مدال المپیاد و 811 نفر از برترین های آزمون سراسری از سال 19 تا 18 به خارج مهاجرت کرده

اند. )در سال 9182 از میان هر 92 نفر ایرانی در بالاترین سطح علمی، فقط 81 نفر در ایران بوده

اند(.

در سال 8811 خورشیدی بین 11 تا 811 هزار نفر به دلایل سیاسی ایران را ترک کردند. بر اساس

گزارش های آماری متخصصان ایرانی در رشته های مهندسی و پزشکی در آمریکای شمالی

حدود 911 هزار نفر است.

می باید عنوان » ایرانیان مقیم خارج و یا آمریکا « و اما چرا بجای بکار بردن عنوان Iranian Diaspora را بکار برد. اصولا واژه Diaspora به گروه و یا جمعیتی با یک ریشه و قومیت مشترک

اشاره دارد که از موطن خود به مناطق جغرافیائی دیگر رفته و در سرزمین های دیگری بصورت

تحرک و انتقال جمعی از یک زادگاه « پراکنده اقامت می کنند. این عنوان را می توان به مفهوم

هم بکار برد. این کلمه یک جنبه تاریخی دارد و اشاره اش به این است که » خاص به مناطق دیگر

چگونه گروه هایی نظیر یهودیان اروپا در جریان جنگ جهانی دوم، یا بردگان آفریقائی در ماورای

آتلانتیک و بردگان جنوبی چین و یا یک قرن انتقال Messenians در زمان حکومت Spartan به اجبار

از زادگاه و موطن خود اخراج شدند. اخیرا، البته، جامعه شناسان معنای دیگری از Diaspora

استخراج کرده و از آن در مورد مهاجرت بخاطر کاریابی، بردگی و یا امپریالیسم و یا مسائل

اجتماعی دیگر در داخل جامعه Diaspora و علاقه و تعلق آن ها به زادگاه اصلی شان استفاده

می کنند.

بعضی از این جوامع در محل جدید زندگی خود وابستگی سیاسی قومی شان با زادگاه و –

موطن اصلی را نگهمیدارند و گروهی از آن ها به امید بازگشت به زادبوم شان در محیط زندگی

جدید خودشان آمیختگی چندانی با ساکنان آنجا پیدا نمی کنند.

پخش شدن و پراکندگی « اولین بار که این واژه به معنای اصلی آن )که در زبان یونانی برای

فاتحان به منظور زندگی در کشورهای اشغال شده و نیز مستعمره کردن و الحاق آن نواحی به

از زبان عبری به » انجیل « بکار می رفت( مورد استفاده قرار گرفت هنگام ترجمه » امپراتوری یونان

دارد. » زندگی در تبعید « زبان یونانی بود که اشاره به

به زبان یونانی کلمه » انجیل « پس از ترجمه Diaspora به تبعیدی های Northern Kingdom

شامل آشوری ها، یهودیان، بنجامینی ها و نیز تبعیدی های Southern Kingdom توسط بابلی ها

و سپس تبعیدی های Roman Judea توسط امپراتوری روم اطلاق شد.

 

 

3

کلمه The Diaspora به یهودیان اختصاص دارد )وقتی با حروف درشت نوشته می شود( ولی

» فراری « وقتی با حروف معمولی نوشته می شود به معنی (Refugee) ، مهاجر، تبعیدی و

مردمانی غیریهودی است که دور از زادگاه خود زندگی می کنند.

آمده، این واژه در سال 8198 میلادی در مورد مسیحی » فرهنگ لغات آکسفورد « طبق آنچه در

کردن کلیساهای پروتستان ها بکار برده شد و در اواسط 8711 از آن در مورد کسانی استفاده

شد که زادگاهشان را برای مدتی طولانی و جهت اقامت در سرزمین های دیگر ترک کرده بودند.

راجرز براباکر (Rogers Brubaker) در سال 9111 میلادی نوشت که اکنون استفاده از کلمه

Diaspora با گسترش بیشتری مورد استفاده قرار گرفته و به طور کلی در مورد هر گروه و قومی

بکار می رود که به هر علتی در جهان پراکنده شده اند.

بین سال های 8711 تا 8781 میلادی از هر 81 کتابی که درباره Diaspora نوشته شده بود 89

عنوان و موضوع آن مربوط به یهودیان بود. در دهه 8781 میلادی هم از این واژه بیشتر با اشاره به

پراکندگی یهودیان استفاده می شد ولی تنها در سال 9119 میلادی از هر 91 کتاب )نمونه ای از

918 کتاب در آن سال( فقط دو کتاب درباره یهودیان بود.

تاریخ مهاجرت ایرانیان به اروپا به حدود 211 تا 811 سال قبل از میلاد و زمان امپراتوری روم و ورود

بربرها در آن دوران بر می گردد. ایرانیان مقیم اروپا به طور کلی از مجموعه چند قوم بودند که

» پروتو ایرانیان « همه آن ها یک منشاء داشتند و از شاخه های (Proto-Iranians) محسوب می

جرمن « شدند و روی هم رفته هیچ ربطی هم به کشور ایران نداشتند؛ همان گونه که وقتی از

» ها (Germanics) حرف می زنیم اشاره ما محدود به کشور آلمان نمی شود. گروه هایی که

ریشه ایرانی دارند عبارتند از: Scythians که مردمانی با ریشه قدیمی و فارسی زبان بوده اند،

Saramatians که شاخه ای از Scythians هستند و در قسمت های شرقی اوکراین زندگی می

کردند. قبایلی که از Scythians ریشه می گیرند عبارتند از Iazyges, Roxolania, Siraces و

Alans .

Alans تاریخی قدیمی و طولانی از لحاظ زیستن در اروپا دارند که تا نواحی اسپانیا پخش شده

اند. سرزمین اصلی آن ها Alania و اجدادشان Ossetians هستند که در نواحی قفقاز زندگی می

کنند. در مجارستان قومی به نام Jassic زندگی می کنند که بازماندگان فراری های Ossetians

می باشند و بسیاری از آنان زبان Jassic را از یاد برده اند.

درباره ریشه و اصلیت بلغارها (Bulgars) بحث های زیادی وجود دارد و گفته می شود که احتمالا

از تیره Oghur ترکی یا ایرانی هستند که اجداد Chuvash و تاتارهای ناحیه ولگا (Volga) محسوب

شده و نامشان Slavic Bulgarians و Macedonians می باشند.

Claims of Descent چندین گروه قومی در اروپا هستند که گفته می شود از بازماندگان

Scythians می باشند. مهمترین آن ها Croats هستند که از بازماندگان Slavitized Sarmatians

هستند و گفته می شود همانطور که Magyars در نظر داشتند از Scythia می آیند که ارتباط آن

 

 

4

را به هویت ایرانی شان کم می کند )زبان آن ها ریشه هند و اروپائی ندارد(. ایدئولوژی نژاد

Scythians که به Sarmatianism معروف بود برای مدتی طولانی بسیار قابل قبول بود.

در یک بررسی که پروفسور کاوه فرخ از کتابی به نام The Saramatians نوشته ریچارد برژینسکی

و Mariuscz Milczarek به عمل آورده می نویسد که عده معدودی درباره ایرانی های شمالی

اطلاع دارند. در غرب به اشتباه Saramatians ها را یک گروه و دسته ای از آلمانی های شرقی

(Eastern Germans) و یا Ostrogoths می دانند. برخی از نویسندگان غربی اخیرا تلاش کرده اند

که ریشه Saramatians را ایرانی ندانند، با این همه، تاریخ را نمی توان تغییر داد. بازماندگان

ها در ناحیه ای به نام » ساراماتیان « Ossetia )بین فدراسیون روسیه و جمهوری جورجیا( زندگی

می کنند. Ossetians ها زبانشان ایرانی و نزدیک به زبان فارسی است.

در کتاب مذکور نکات جالبی وجود دارد؛ از جمله این که:

اصطلاح یونانی - ( » آمازون « : 8 نقش زنان در جامعه ایرانیان که با دو تصویر نشان داده شده است

برای زنان جنگجوی مناطق شمالی ایران( در حال اسیر کردن دشمن با Lasso و نیز تصویر دوم

مربوط به ملکه که در حال تحویل گرفتن زندانیان است.

در داستان افسانه ای کینگ آرتور پادشاه انگلستان. - » ساراماتیان « 9 تاثیر و نفوذ

ها بر سواران رومی. می باید در نظر داشت که رومی ها تحت تاثیر صنایع - » ساراماتیان « 8 نفوذ

ایرانی ها (Persians) بخصوص پارتی ها و ساسانیان بودند.

ها را ایرانی » ساراماتیان « در کتاب مذکور مسائل نظامی هم مطرح شده است. این کتاب ریشه

ها بودند که » ساراماتیان « دانسته و درباره قبایل مختلف آن بحث می کند. باید در نظر داشت که

معماری و فرهنگ ایرانی را به اروپا بردند. بطور مثال منشاء و ریشه آسیاب بادی هلندی ها

ها معماری ایرانی و یونانی را با » سارا ماتیان « . مربوط به خراسان در دوران ساسانیان بوده است

،» گوتیک « هم مخلوط کرده و معماری نوع Merovingian و رونسانس را خلق کردند.

با همه نفوذ زیاد ایرانی ها در فرهنگ اروپایی، متاسفانه شناسائی و مکان برجسته آن ها با

سکوت برگزار شده است. پروفسور کاوه فرخ می نویسد کتاب هایی نظیر کتاب مذکور بخوبی

ایرانیان و فرهنگ آن ها را نمایان و آشکار می کند.

پارسی های دوران باستان (Ancient Persians) برای مدت زیادی در اروپا مستقر بوده اند زیرا در

زمان امپراتوری هخامنشی سرزمین های زیادی را تحت کنترل داشتند و سعی شان بر این بود

که آتن را هم جزو امپراتوری خود کنند که نتیجتا به جنگ ایران و یونان انجامید. در آن زمان بود که

آیین زرتشتی با فلسفه غرب آمیخته شد. زرتشت در آن زمان و به زبان یونانی بصورت

Zarathustra خوانده می شد.

غیر از بلغارها مردمان قدیمی دیگری هم در اروپا وجود دارند که Possible Ancient Peoples

خوانده می شوند و ریشه ایرانی دارند.

 

 

5

ها » ایلیرین « (Illyrians) هم از ریشه و گروه آریائی هستند که می تواند دلیل دیگری بر هویت

ها » سیمریان « ، ها » سارماتیان « ایرانی بالکان ها باشد. برعکس نظریه (Cimmerians) از مردم

پروتو « هند و اروپائی هستند که هنوز رده بندی نژادی نشده اند. برخی گفته اند که آن ها

» سلتیک (Poroto Celtic) » پروتو ژرمانیک « و یا (Poroto Germanic) هستند. یک نظریه هم

پیشنهاد کرده است که زادگاه آن ها بین Thracian و Proto-Iranian است. جالب این که کلمه

محلی برای Welsh » سیمبری « (Cimbri) است که برخی مورخین معتقدند احتمالا از ریشه

Cimmerians می باشد.

در قرون وسطی، پس از آمدن قوم Jassic به مجارستان حرکت و نقل و انتقال ایرانیان متوقف شد.

در هنگام حمله اعراب به ایران، کوچ و مهاجرت ایرانی ها به هندوستان باعث حفظ سنت ها و

فرهنگ ایرانی در آن سرزمین پهناور شد. در دوران حکومت عثمانی ها نیز بسیاری از مردمان

آذری به اروپا مهاجرت کردند که شمار زیادی از آن ها احتمالا از قزلباش ها و حتی اقوام آذری

بوده اند. هر چند که آذری ها به زبان ترکی )آذری( سخن می گویند ولی ریشه بسیاری از سنت

های آن ها ایرانی است. بخاطر این نقل و انتقال دوران قرون وسطی، بالکان ها )بالکان های

Bekhtashis و Alevis ( همچنان نوروز ایرانی را جشن می گیرند.

در این زمینه می توان به مهاجرت بهائیان در دوره قاجار به ترکیه و بعد به اسرائیل کنونی و

همچنین مهاجرت روشنفکران در دوره انقلاب مشروطه نیز اشاره کرد.

ها تنها گروه با ریشه ایرانی هستند )شمال قفقاز( که هنوز » اوستیان « در میان اقوام مختلف اروپا

با لهجه و زبان Scythian که آن را Ossetic می نامند و با Iron or Digor Dialect صحبت می کنند.

معذالک گروه دیگری به نام Tats هستند که در دامنه های قفقاز، در داغستان و روسیه، زندگی

می کنند و به دو گروه مسلمان حدود ده هزار و یهودیان کوهستانی (Mountain Jews) حدود صد

هزار تا دویست و پنجاه هزار نفر تقسیم می شوند.

امروزه ایرانیان زیادی به اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا و دیگر نقاط دنیا مهاجرت کرده اند. طبق آمار

ایران شناسان دانشگاه MIT ، ایرانی آمریکایی ها جزو تحصیلکرده ترین و موفق ترین افراد –

جامعه در آمریکا هستند. آن ها در بسیاری از شرکت های مهم آمریکا و در مقامات بالای مدیریت

،» جنرال الکتریک ،» اینتل « ،» ورایزون « حضور دارند و در بیش از 111 شرکت عظیم آمریکایی نظیر

افرادی نظیر پی یر امیدیار موسس ،» ای تی اند تی « ،» گوگل « ،» موتورولا « EBay ، اسحق لاریان

موسس Brats ، شاهین (Cheyenne) فیلمساز و سرمایه دار، انوشه انصاری یکی از بنیانگذاران

Anasari Prize و اولین زن ایرانی آمریکایی فضانورد که در عین حال یکی از موسسین و مدیر –

کمپانی Proclea می باشد حضور و نقش فعال و کلیدی دارند. از ایرانیان سرشناس دیگر می

توان از مرحوم بیژن پاکزاد طراح معروف لباس، سام نظریان، شبنم رضائی، امید کردستانی

او را جزو 811 نخبه سال نام برد، سالار کمانگر رئیس » تایم « که مجله معروف گوگل «(

YouTube ، سینا تمدن در شرکت Apple که برای مدتی شایع بود که جانشین استیو جابز شده

است نام برد.

 

 

6

طبق سرشماری سال 9117 میلادی از هر ده ایرانی آمریکایی شش نفر آن ها وابستگانی در –

ایران دارند که لااقل چند مرتبه در هفته با آن ها تماس می گیرند. بعلاوه از میان هر ده ایرانی –

آمریکایی چهار نفر آن ها چندین بار در ماه با دوستان و اقوام خود در ایران تماس می گیرند. این

آمار نشان دهنده ارتباط عمیق خانوادگی و عاطفی ایرانی آمریکایی ها با ایران و ایرانی های –

داخل کشور است.

با این که ایرانی آمریکایی های مقیم ایالات متحده در حرفه های گوناگون، کارهای دانشگاهی –

و علمی و تجاری موفقیت های شایانی به دست آورده اند ولی بطور کلی وارد میدان امور

سیاسی و اجتماعی آمریکا آنطور که باید و شاید نشده اند.

طبق آماری که موسسه آمارگیری Zogby در سال 9111 میلادی برای موسسه PAAIA انجام داد،

قریب نیمی از ایرانی آمریکایی ها عضو حزب دموکرات آمریکا هستند در حالی که از هر هشت –

» مستقل « نفر یک نفر عضو حزب جمهوری خواهان آمریکا و از لحاظ سیاسی از هر چهار نفر یکی

(Independent) می باشد. با همین نظرسنجی معلوم شده است که نیمی از ایرانی –

آمریکایی ها فقط به مسائل داخلی آمریکا علاقه دارند. از سوی دیگر در حالی که برای یک چهارم

آن ها سیاست خارجی آمریکا دارای اهمیت بوده، از هر ده نفر فقط یک نفر به امور و مسائل

داخلی آمریکا توجه نشان داده است.

همانطور که می دانیم اولین گروه شاغل ایرانی در آمریکا پیش از انقلاب 8797 میلادی پزشکان

بودند. اکثر این پزشکان جوان برای گذراندن دوره تخصصی و تحصیلی خود به طور موقت به آمریکا

آمده بودند. برخی از آن ها پس از گذراندن دوره تخصصی به طبابت در این کشور مشغول شدند و

بیشتر آن ها فقط بخاطر تحصیلات شغلی و نه مادی آغاز به کار کردند.

به یاد دارم که در سال 8798 وقتی دوران تخصصی خودم را به اتمام رسانده و برای دیدار بستگان

و فامیل به ایران رفتم، به اصرار آن ها در مشهد به بیمارستان مربوط به دانشگاه که رئیس آن از

بستگان و خویشان بود مراجعه کرده و مدارک استخدامی را پر کردم )در آن زمان اصولا به قصد

اقامت همیشگی به آمریکا مهاجرت کرده بودم و باطنا هیچ قصد بازگشت و زندگی در ایران را

نداشتم(. جناب رئیس بیمارستان با خوشروئی مدارک مرا گرفت و قرار شد که نتیجه را خبر دهد.

یک هفته بعد که از مشهد به تهران و بعد به آمریکا آمدم، در شهر فعلی که محل زندگی و کارم

است، مطب باز کرده و پس از مدت بسیار کوتاهی یکی از پرمریض ترین جراحان زنان آن ناحیه

شدم. نه ماهی گذشت که حکم استخدام من در آن بیمارستان مشهد با حقوق در حدود هزار و

دویست تومان در ماه رسید که البته با ارسال پیغامی به آن قوم و خویش متنفذ خودم در مشهد

از لطف و محبت او تشکر کردم.

در نشریه معروف » جانز هاپکینز « و اما برگردیم به اصل ماجرا. در سال 8792 میلادی دانشگاه

JAMA )نشریه انجمن پزشکان آمریکا( میزان پزشکان ایران در آمریکا در سال 8798 را یک هزار و

چاپ » آرشیو پزشکی ایران « 891 نفر تخمین زده بود. در سال 9188 میلادی در گزارشی که در

شده بود میزان فارغ التحصیلان پزشکی ایرانی را در آمریکا، پس از انقلاب اسلامی، پنج هزار و

11 نفر اعلام شده بود. پزشکان ایرانی که پس از انقلاب 8797 همراه خانواده هاشان به آمریکا

مهاجرت کرده بودند اطبائی با تجربه پزشکی بودند که برای اقامت دائم به آمریکا آمده بودند.

 

 

7

مهاجرت کلی ایرانیان به آمریکا و کشورهای مختلف اروپا، آسیا، استرالیا و حتی آمریکای جنوبی

از سال 8711 شروع شد و از آن سال تا 8771 میزان ایرانیان متولد در خارج از آمریکا 92 درصد

افزایش یافت و امروز در آمریکا بیشترین تعداد ایرانیان مهاجر زندگی می کنند.

همانطور که در ابتدا عنوان کردم ما ایرانی های مقیم ایالات متحده در رشته های گوناگون حرفه

ای، اقتصادی، صنعت الکترونیکی، پزشکی، علمی و دانشگاهی موفقیت های چشمگیری

داشته ایم. پیش از انقلاب و قبل از قطع روابط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، ایالات متحده و

دانشگاه های آمریکایی برای ایرانیان جلوه خاصی داشت و به این علت مقدار زیادی از ایرانیان را

- به خود جذب می کرد. در سال تحصیلی 8799 8791 از 811 هزار دانشجوی ایرانی، حدود 88

– هزار و 991 نفر آن ها در دانشگاه های آمریکا ثبت نام کرده بودند. در سال تحصیلی 8797

– 8791 درست پیش از انقلاب اسلامی در ایران 21 هزار و 821 نفر و در سال تحصیلی 8711

8797 ایران تعداد 18 هزار و 881 ، یعنی بیش از هر کشور دیگری، در آمریکا دانشجو داشت. از

8791 به – 988 هزار و 781 دانشجوی خارجی در دانشگاه های آمریکا در سال تحصیلی 8797

میزان 89 درصد آن ها ایرانی بودند.

بخاطر درآمد و بهبود وضع اقتصادی ایران در آن زمان این دانشجویان یا با خرج دولت و یا با هزینه

خانواده هاشان در آمریکا تحصیل می کردند. در آن زمان بخاطر اوضاع اقتصادی ایران بسیاری از

این فارغ التحصیلان دانشگاه های آمریکا به ایران باز می گشتند و از این نظر ثمره مثبتی برای

رشد و توسعه ایران داشتند. متاسفانه در زمان انقلاب اسلامی و پس از آن این دانشجویان

تحصیلکرده آمریکا یا به ایران بازنگشتند و یا اگر به ایران رفتند به تدریج با به قدرت رسیدن حکومت

اسلامی مجبور به مهاجرت و ترک کشور شدند و امروزه حدود یک و نیم میلیون در خارج از ایران و

در آمریکا زندگی می کنند.

بیشترین جمعیت ایرانی های مقیم ایالات متحده در نواحی مختلف ایالات کالیفرنیا، نیویورک،

تگزاس، مریلند، ویرجینیا، و شهر واشنگتن اقامت دارند و به زبان های انگلیسی آمریکائی،

فارسی، و زبان های محلی کردی، آذری، گیلکی، عربی، لری و... تکلم می کنند. این مهاجران

یا پیرو مذاهبی چون اسلام )شیعه و سنی(، بهائی، مسیحی، یهودی، زرتشتی هستند و یا در

شمار خداناباورانی (Atheism) هستند که پیرو هیچ مذهبی نمی باشند.

عده معدودی از ایرانیان از سال های 8781 میلادی به بعد به آمریکا مهاجرت کرده اند ولی همان

گونه که ذکر شد پس از انقلاب سال 8797 ، سرشماری سال 9111 میلادی، تعداد آن ها در این

کشور را 881 هزار نفر محسوب کرده است ولی این سرشماری بخصوص درباره اقوام گوناگون و

اقلیت های مقیم آمریکا، منجمله ایرانیان، رقم درستی نیست و تخمین زده می شود که حدود

یک و نیم تا دو میلیون ایرانی در آمریکا باشند. نکته جالب این است که حدود 991 هزار ایرانی

فقط در لوس آنجلس و نواحی اطراف آن زندگی می کنند و به این جهت آن منطقه را

می خوانند. آن ها در نواحی مشهوری مثل بورلی هیلز زندگی می » ایرانجلس « یا » تهرانجلس «

کنند و بزرگترین مجمع مذهبی را در آن منطقه تشکیل داده اند. شهردار سابق بورلی هیلز،

جیمی دلشاد، یک ایرانی یهودی بود. به این ترتیب می توان تخمین زد که نیمی از ایرانیان مقیم

آمریکا در ایالت کالیفرنیا زندگی می کنند. تعداد آن ها در نیویورک و نیوجرسی نه ممیز یک درصد

 

 

8

و پس از آن در واشنگتن بزرگ )شامل نواحی مریلند، ویرجینیا و شهر واشنگتن( هشت درصد و

تگزاس شش ممیز هفت درصد است.

نکته جالب این که ایرانیانی که در قسمت های گوناگون آمریکا اقامت دارند از نظر آمیختگی

(Assimulation) با مردمان آن نواحی با هم تفاوت زیادی دارند. بیشتر ساکنان ایرانی نیویورک،

نیوجرسی، ماساچوست و شیکاگو را ایرانیان مهاجر قبل از انقلاب تشکیل می دهند و از نظر

مذهب، طبق آمار سال 9189 Zogby برای PAAIA بیشتر ایرانی آمریکایی ها پیرو هیچ گونه –

مذهبی نیستند و سنت ها و مراسم مذهبی خاصی را بجا نمی آورند و فقط قشر محدودی

هستند که پیرو دیانت های اسلام )شیعه و سنی(، مسیحیت، یهودیت، بهائی و زرتشتی می

باشند. از لحاظ مسیحیت چون بیشتر ایرانیان مسیحی ریشه ارمنی و آسوری دارند و معمولا

خود را ارمنی و آسوری معرفی می کنند تا ایرانی، آمارگیری از آن ها بسیار مشکل است.

رسمی » شهروند « طبق آمار سال 9111 میلادی، 18 درصد ایرانی های مقیم آمریکا (Citizen)

» مقیم دائم « این کشور و 81 درصد (Permanent Resident) هستند. ایرانی آمریکایی ها به –

فرهنگ و میراث ایرانی خود بسیار اهمیت می دهند و از این جهت در داخل آمریکا خیلی شاخص

هستند.

اداره مشاغل کوچک (Small Business Administration) در آمریکا مطالعه ای روی 91 گروه مهاجر

و میزان مالکیت آن ها در مشاغل و کمک هاشان به اقتصاد آمریکا انجام داده و گزارش کرده است

که 88 هزار و 191 ایرانی به نسبت 98 و نیم درصد در شمار صاحبان business هستند. همین

– اداره در آمار خود نشان داده است که درآمد خالص این ایرانی آمریکایی ها 9 میلیارد و 117

میلیون و 211 هزار دلار بوده است. یکی از هر سه خانواده ایرانی در آمریکا درآمد سالانه ای بیش

از 811 هزار دلار دارد )در مقایسه باید گفت در جامعه آمریکا از هر پنج نفر یک نفر چنین درآمدی

دارد(.

طبق آمار سال 9111 میلادی 11 ممیز نه درصد ایرانیان مهاجر دارای لیسانس یا درجه تحصیلی

بالاتر از لیسانس در مقایسه با میزان ملی در آمریکا که 91 درصد است می باشند. طبق

آمارگیری جدید از هر چهار ایرانی یک نفر دارای فوق لیسانس یا درجه دکتراست و این بالاترین

رقم میزان تحصیلکرده ها در این سطح بین 89 گروه قومی دیگر است. مع الوصف مطابق آخرین

آمار، تایوانی های مقیم آمریکا بالاترین میزان تحصیلکرده ها را دارند و رقمی حدود 98 ممیز 8

درصد آنان دارای لیسانس یا مدارک تحصیلی بالاتر می باشند.

همانطور که قبلا توضیح دادم، در حال حاضر پنج هزار و 11 پزشک تحصیلکرده در دانشکده های

پزشکی ایران در آمریکا زندگی می کنند. نکته جالب این که پیش از انقلاب )یعنی در سال 8792

میلادی( طبق گزارش JAMA )نشریه انجمن پزشکان آمریکا( تعداد یک هزار و 898 پزشک ایرانی

به آمریکا مهاجرت کرده بودند که 81 درصد کل فارغ التحصیلان رشته پزشکی در ایران بودند ولی

پس از انقلاب اسلامی T طبق آمار سال 9188 میلادی T پنج هزار و 11 پزشک به آمریکا آمده اند

که شامل پنج درصد پزشکان فارغ التحصیل ایران می شوند. البته این آمار مربوط به همه مناطق

آمریکا نیست و محدود به قسمت هایی از ایالات متحده است که قبلا ذکر کردم.

 

 

9

یکی از گروه های بزرگ مهاجر ایرانی در آمریکا پروفسورها و استادان دانشگاه می باشند که

تعداد آن ها بیش از چهار هزار نفر برآورد شده است.

و یا » فراری « یا » مهاجر « از سال 8711 تا 9112 میلادی بیش از یک نفر از هر چهار نفر ایرانی

بوده اند. مطابق آمار » پناهنده سیاسی « Zogby برای PAAIA بیش از سه چهارم ایرانی –

آمریکایی ها مساله حقوق بشر و دموکراسی در ایران را مهمترین بخش مربوط به روابط ایران و

آمریکا می دانند. آن ها به همین نسبت نیز فکر می کنند که دولت آمریکا می باید در سیاست

خارجی خود از طریق دیپلماسی با ایران مصالحه کند. شاید به همین دلیل است که 12 درصد

ایرانیان مقیم آمریکا موافق دائز کردن دفتر حفاظت منافع آمریکا (US Interest Section) در ایران

بوده و تقریبا همه مخالف حمله نظامی این کشور به ایران می باشند.

طبق آمار Zogby برای PAAIA بیش از نیمی از ایرانیانی که برای آمارگیری مورد پرسش قرار

گرفته اند اظهار کرده اند که در این کشور یا خودشان مورد تبعیض قرار گرفته و یا دوست و فردی

ایرانی را می شناسند که بخاطر ریشه ایرانی شان مورد تبعیض قرار گرفته اند. بیشترین و

بدترین این تبعیض ها در فرودگاه ها و طبقه بندی ایرانی ها از نظر نژادی و اجتماعی در ادارات و

هنگام گرفتن شغل و یا توسط ماموران اداره مهاجرت بوده است.

پیشتر به حضور و نقش مهم ایرانی آمریکایی های موفق در کمپانی های بزرگ ایالات متحده –

اشاره کرده و اسامی برخی از آن ها را ذکر کردم. در اینجا مایلم اشاره کنم به مشارکت ایرانی –

» بشر دوستی « آمریکایی ها در زمینه امور خیریه اجتماعی و بطور کلی (Philanthropy) .

بسیاری از ایرانیان آمریکایی در زمینه بشر دوستی فعال هستند و از این لحاظ در شمار رهبران

جوامعی به شمار می روند که در آن ها اقامت دارند.

در سال 9118 میلادی یک زوج ایرانی آمریکایی ده میلیون دلار به بیمارستان معروف – M. D. Anderson که مرکز مهم درمان بیماری سرطان در هوستون تگزاس می باشد بخشیدند. یک

ایرانی آمریکایی نیز 89 میلیون دلار به دانشگاه کالیفرنیا جنوبی بخشید. یک زوج ایرانی – -

آمریکایی دیگر 81 میلیون دلار به دانشگاه سانفرانسیسکو و چهار میلیون دلار به بیمارستان

Swedish Covenant در شیکاگو، هشت میلیون دلار به دانشگاه پرتلند و 81 میلیون دلار به

دانشگاه ارواین (UC Irvine) بخشیدند. علاوه بر این، پی یر امیدیار نیز رقمی در حدود 811 میلیون

اهداء کردند. » کرنل « و آقا و خانم انصاری هم 81 میلیون دلار به دانشگاه » تافت « دلار به دانشگاه

با این همه مایه تعجب است که با وجود بسیاری از ثروتمندان ایرانی آمریکایی هنوز یک –

کتابخانه و یا بنیاد آبرومند و شایسته سراسری که نمایانگر فرهنگ ایرانی ها باشد در ،» خانه «

آمریکا بوجود نیامده است. امیدوارم روزی به همت همه این شایستگان ایرانی آمریکایی چنین –

مراکزی در آمریکا و دیگر نقاط دنیا تاسیس بشود.

از میان ایرانی آمریکایی های مهم و سرشناس از بسیارانی چون علی جوان مخترع اولین لیزر –

گازی، غلام پیمان مخترع Kasik ، لطفی عسکرزاده، کامران وفا و بسیاری از مخترعان و پیشگامان

دیگر در رشته های فضایی، پزشکی، صنعتی و الکترونیکی و همچنین در رشته های هنری،

ارتباط جمعی و ورشی مانند کریستیان امان پور، آسیه نامدار، یارا شهیدی، شهره آغداشلو،

 

 

10

کاترین بل، سارا شاهی، نسیم پدراد، ماز جبرانی، کامشاد کوشان، نگار احکامی، نیکی

نجومی، شیرین نشاط، شجاع آذری، آذریان پاسدار، باب یاری، فرهاد صفی نیا، شهرام شیوا،

داریوش شکوفه، آندره آغاسی، شاپور دانش، شاون دیواری، امیر سدالله، سبحان تجلی و

بسیاری زنان و مردان جوان ایرانی دیگر را می توان یاد کرد.

در امور سیاسی هم علاوه بر شاهزاده رضا پهلوی که در آمریکا )همین منطقه واشنگتن بزرگ(

زندگی می کند، از شخصیت هائی مانند هوشنگ انصاری، جمشید آموزگار، گلی عامری،

جمشید دلشاد، آنا کاپلان، سیروس امیرمکری، فریار شیرزاد، ولی نصر، سیروس حبیب، الکس

نورسته، آزیتا راجی و بسیاری دیگر می توان نام برد که هر یک در پست و مقامی بالا و حائز

اهمیت در این کشور فعالیت دارند.

مهاجرت و پراکندگی جهانی ایرانیان

دکتر شاهرخ احکامی

» بنیاد فرهنگی دماوند « بخش دوم و پایانی متن سخنرانی در

تفاوتی که ایرانیان با سایر ملیت های مهاجر داشتند آن بود که آن ملیت ها صرفا به خاطر مسایل

اقتصادی و احتیاجات مادی به آمریکا مهاجرت کرده بودند در حالی که اکثر ایرانیان به خاطر مسایل

سیاسی و اجتماعی نظیر انقلاب سال ۹۱۹۱ میلادی مجبور به ترک ایران شده بودند. با چنین

سابقه ای جایگزینی و مستقر شدن ایرانی ها تا حدی سخت بود. جامعه ایرانی در ظرف ۵۳

سال گذشته بتدریج خود را با محیط تازه زندگی شان تطبیق داده اند و مطابق آمار Zogby-PAAIA

از هر چهار نفر ایرانی سه نفر آن ها برای رای دادن در انتخابات آمریکا نام نویسی کرده اند و

بیش از ۵۳ درصد آن ها در جریان انتخابات به یکی از احزاب کمک مالی کردهاند. ولی برحسب

گفته آرزو رشیدیان، یک فعال سیاسی در خصوص مسایل ایران، با این که ایرانیها به مسایل

داخلی آمریکا توجه زیادی دارند و در مناسبت های مخلتف رای می دهند ولی درباره مسایل مهم

مربوط به ایرانی ها در آمریکا عکس العمل موثری از خود نشان نمیدهند. او می گوید که ما هنوز

به ایران بستگی داریم و موظف هستیم که از برادران و خواهرانمان در ایران دفاع کنیم چون

صدای آن ها در داخل کشور خفه شده است. اگر کمی به این اظهارات دقت کنیم متوجه می

شویم که می باید بجای توجه زیاد به امور داخلی آمریکا تشکیلاتی داشته باشیم که در زمینه

مسائل داخل ایران فعالیت بکند. مطابق بررسی Zogby-PAAIA در حال حاضر این مساله در حال

دگرگونی است و بتدریج که ایرانی آمریکایی ها در جامعه آمریکا ریشه می دوانند توجه شان به

 

 

11

امور سیاسی محلی و کشوری بیشتر می شود. برای نمونه می توان از ازدیاد نفرات ایرانی

آمریکایی کاندیدای انتخاب شدن در مشاغل گوناگون نظیر شهرداری، قضاوت، و حتی نمایندگی

مجلس نمایندگان و سنای آمریکا یاد کرد.

یکی از این افراد آندره منصوریان معاون سابق دادگستری و قاضی دیوان عالی اورنج کانتی

)کالیفرنیا( و دیگری مارک عاملی کاندیدای پست قضاوت در لوس آنجلس و شاخص ترین آن ها

نیز جمشید دلشاد شهردار سابق بورلی هیلز است. با این همه و هنوز با همه تلاش هایی که

بکار می رود ایرانی ها نماینده ای در کنگره و یا سنای آمریکا ندارند؛ گو این که خانمی آسوری

ایرانی نماینده کنگره آمریکا از کالیفرنیا می باشد. رامین عسگرد دیپلمات عالیرتبه وزارت امور

خارجه آمریکا و مشاور سابق ژنرال پترائوس نیز می گوید: ما ایرانی ها نیاز به داشتن یک نماینده

در کنگره آمریکا داریم ولی برای این امر می باید سازماندهی بهتری داشته باشیم. آقای عسگرد

زمانی مامور صدور ویزا به ایرانی ها در ترکیه بود؛ بخصوص آن هایی که میخواستند به آمریکا

بیایند. او می گوید: بسیاری از آن ها با اعضای کنگره آمریکا خویشاوندی و وابستگی داشتند و از

طرف آن ها برای صدور ویزایشان به من سفارش میشد! به همین دلیل من با خودم فکر می

کردم چرا این ایرانی های ثروتمند با هم جمع نمیشوند و در آمریکا یک تشکیلات منظم و با

قدرت برای خودشان بوجود نیاورده و یک صدا نمیشوند؟

روی هم رفته ایرانی  آمریکایی ها افرادی تک رو هستند ولی با این همه شرایط و موقعیت در

حال تغییر است و ایرانی های مقیم آمریکا بیش از پیش با یکدیگر وابستگی پیدا میکنند بطوری

که با همه مشکلات و گرفتاری هایی که قبلا داشته اند موفق به راه اندازی تشکیلاتی سازمان

یافته نظیر Public Affairs Alliance of Iranian Americans (PAAIA) و National Iranian American Council (NIAC) شده اند که نفوذشان در واشنگتن روز به روز بیشتر می شود.

طبق آمار سال ۰۳۹۳ میلادی حدود چهار تا پنج میلیون ایرانی در آمریکای شمالی، اروپا، شیخ

نشینهای حاشیه خلیج فارس، ترکیه، استرالیا و کشورهای دیگر خاورمیانه زندگی میکنند که

بیشتر آن ها پس از انقلاب از ایران خارج شده و در این سرزمین ها اقامت گزیده اند.

در سال ۰۳۹۵ میلادی تقریبا ۹۵۱ هزار ایرانی متولد ایران، ده هزار مسیحی، ۹۳۵ هزار مسلمان،

کمتر از هزار بودایی، 811 هزار یهودی و ۱۳ هزار نفر از پیروان مذاهب دیگر و ۰۳ هزار خداناباور و

غیردینی در این کشورها اقامت داشته اند. این در حالی است که عدهای از ایرانیان به دلایل

مختلف در خارج از ایران مسیحی شده و عضو کلیساهای ایرانی موجود در آمریکا و انگلستان

هستند.

 

 

12

این یک ممیز سه میلیون ایرانی )آمار سال ۰۳۳۰ میلادی( در حالی که در سال ۰۳۳۳ بین ۰۳۳ تا

۱۳۳ میلیارد دلار )طبق آمار جدید حدود یک هزار و ۳۳۳ میلیارد دلار( در آمریکا، اروپا، و چین

سرمایه گذاری کرده اند، در ایران هیچ سرمایه گذاری نکرده اند. آن ها فقط در دوبی حدود ۰۳۳

میلیارد دلار )طبق آمار سال ۰۳۳۰ میلادی( سرمایه گذاری کرده اند در حالی که ایرانیانی که در

خارج کار می کنند در سال ۰۳۳۰ میلادی چیزی حدود کمتر از دو میلیارد دلار به ایران برگردانده

اند.

همان طور که میدانیم کلمه و اصطلاح refugee )فراری( و exile )تبعیدی و پناهنده( به تدریج

جای خود را به همان اصطلاح Diaspora که پیشتر توضیح دادم دادهاند.

یکی از عللی که مهاجرت ایرانیان را متفاوت از مهاجرین دیگر میکند مساله اختلاط Emigration & Immigration و درجات متفاوت آن در تاریخ معاصر بوده است. در حالی که ایران مدعی است

را دارد خودش سرزمینی است برای عده ای از پناهندگان و فراریان » فرار مغزها « بیشترین

افغانی و عراقی.

موزاییک اقوام متفاوت ایران، با این که تاریخ چند هزار ساله دارد، همچنان واضح و آشکار است.

فارسها یا Persians ۳۹ درصد جمعیت، آذریها ۰۱ درصد، گیلکیها و مازندرانیها هشت درصد،

کردها هفت درصد، عربها سه درصد، لرها دو درصد، بلوچها دو درصد و ترکمنها دو درصد

جمعیت ایران هستند.

مهاجرت ایرانیها به خارج سابقه تاریخی دارد. Parsis یا پارسیها که مریدان زرتشت بودند پس

از حمله اعراب به غرب هندوستان رفتند. در اواسط قرن ۹۱ میلادی و پس از پیدایش دیانت بهایی

مریدان آن از ترس تعقیب و آزار حکومت ایران به امپراتوری عثمانی پناه بردند. در اواخر قرن ۹۱ و

اوایل قرن ۰۳ میلادی روشنفکران سطح بالای کشور مجبور به ترک ایران در نتیجه شلوغی های

دوران انقلاب مشروطه شدند.

مهاجرت به ایران بیشتر توسط افغان هایی انجام گرفت که شورش سنی های پشتون در اواخر

قرن نوزدهم میلادی سبب شد شیعه های هزاره که اقلیت مذهبی و قومی افغانستان هستند

به ایران مهاجرت کنند. این گروه از افغانها که در اواخر قرن ۹۱ و اوایل قرن بیستم مقیم ایران

خوانده می شدند. » بربر « یا » خاوری « شده و با مردم آن در آمیختند در کشور ما

پس از انقلاب اسلامی سال 19 نه تنها عده زیادی از دانشجویانی که برای تحصیل به خارج آمده

بودند به ایران باز نگشتند بلکه بسیاری از افراد خانواده ها و وابستگانشان نیز به آن ها ملحق

 

 

13

شدند.

این گروه مهاجر شامل وابستگان به رژیم پادشاهی، کارمندان دولتی، افسران ارتش، کارکنان

بانک ها و عمدتا افرادی از مقامات بالا و یا تجار و ثروتمندان بودند که توانستند با مقادیر قابل

توجهی سرمایه نقد به کشورهای خارج مهاجرت کنند.

غیر از گروه فوق و افرادی با عقاید سیاسی مخالف انقلابیون اسلامی، عدهای از افراد اقلیتهای

مذهبی هم نظیر یهودیان، ارمنیها، آسوریها و بهاییها ایران را ترک کردند.

در مرحله دوم مهاجرت پس از انقلاب، اولین گروه مهاجران سوسیالیست ها و لیبرال ها و

جوانانی بودند که از ترس خدمت سربازی در دوران جنگ ایران و عراق کشور را ترک کنند؛

همچنین شمار بالایی از زنان جوان و خانواده هاشان به خاطر فشار بر زنان و ایجاد محدودیتهای

اجتماعی برای آن ها و اجبار در پوشش حجاب و امکان تحصیلات عالی در خارج از کشور، ایران را

ترک کردند. در موج دوم مهاجرت عده زیادی سرمایه دار، افرادی با تحصیلات بسیار بالا و استادان

معروف است. » فرار مغزها « دانشگاه ها از ایران خارج شدند که مهاجرت آن ها بعنوان

طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قبل از انقلاب و در آغاز بستن دانشگاه ها در سال

۹۱۹۳ میلادی، شانزده هزار و ۰۰۰ استاد در دانشگاه های ایران تدریس میکردند و پس از آن که

دانشگاه ها در سال ۹۱۹۰ باز شدند فقط ۱ هزار و ۱۰ استاد دانشگاه در ایران باقی مانده بودند.

از هر سه نفر پزشک و دندانپزشک یک نفر بعد از انقلاب » ایران تایمز « طبق نوشته هفته نامه

بین ۵۳ تا ۱۳ میلیارد دلار ثروت هم از ایران خارج شد. ،» فرار مغزها « ایران را ترک کردند. علاوه بر

همان طور که قبلا هم ذکر کردم، بیشتر این مهاجران در ابتدا فکر میکردند هجرتشان موقتی

شش ماه دیگر « است و دائمی نبوده و بزودی به ایران باز می گردند. آن ها پیوسته میگفتند

و این اصطلاحی رایج در آن زمان بود که در هر بحث و گفت و گویی رد و بدل می » برمیگردیم

شد و به همین جهت بسیاری از مهاجران قفلی بر خانه و کاشانه خود در ایران زده بودند به این

خیال آن که رژیم تازه بزودی برانداخته خواهد شد و آن ها به سر خانه و زندگی خودشان باز

خواهند گشت. معذالک با گذر زمان چنین تصور و خواسته ای ممکن نشد. و بالاخره آخرین موج

مهاجرت در دو دهه اخیر، از ۹۱۱۳ به بعد و تا زمان حال می باشد که دو جمعیت و گروه کاملا

متفاوت را شامل می شود.

گروه اول استادان و نخبگان و محققان ورزیدهای هستند که ایران را ترک می کنند و گروه دوم

مهاجران طبقه کارگر که به خاطر فشار اقتصادی علی رغم داشتن تجربه و تخصص کاری و

 

 

14

تحصیلات سطح بالا مجبور به مهاجرت و ترک ایران شده اند. تنها در سال ۰۳۳۳ میلادی تعداد ۵۱

هزار و ۵۱۵ ایرانی تقاضای پناهندگی کردند که بیشترین تعداد آن از ۹۱۹۰ به بعد بود. برخلاف

مهاجرتهای قبلی علت این هجرت بحران اقتصادی، عدم رعایت حقوق بشر، کمبود فرصتهای

مناسب کاری، فشار و جدل بین محافظه کاران و اصلاح طلبان بود. برخی از مهاجران از راه های

غیرقانونی از طریق مرز ترکیه و یا پاکستان و سایر راه ها و برخی با تغییر مذهب و گرویدن به

مسیحیت به عنوان فراری ) refugee ( یا به بهانه تغییر مذهب و بعنوان این که تغییر مذهب در

ایران قابل تنبیه است به خارج پناه آوردند. در سال ۰۳۳۳ میلادی کمیسر فراریان سازمان ملل

رقم ۹۹۹ هزار و ۰۹۱ فراری ) refugee ( و پناهجو و کسانی که علل مختلفی را برای مهاجرت خود

عنوان کرده بودند اعلام کرد. کشورهایی که در آن زمان بیشترین پناهندگان و فراریان را پذیرفته

، بودند عبارت بودند از: آلمان با ۵۱ هزار و ۱۳۱ ، آمریکا با ۰۳ هزار و ۳۱۹ ، عراق با نه هزار و ۳۳۳

انگلستان هشت هزار و ۱۱ ، هلند شش هزار و ۳۱۹ و کانادا شش هزار و ۳۳۹ نفر.

یکی از مشخصات این پناهندگان در اروپا و دلیل ازدیاد آن ها این بود که در سال ۰۳۳۱ میلادی،

ایرانیان متقاضی پناهندگی در سرتاسر اروپا دهمین گروه مهم شناخته می شد. از آنجا که در

سال ۰۳۳۹ میزان متقاضیان پناهندگی در انگلستان ۵۳۳ درصد افزایش یافته بود تعداد آن ها در

سال ۰۳۳۱ میلادی در آن کشور در بالاترین حد بود که ده درصد کل متقاضیان پناهندی در اروپا را

شامل می شد. نکته جالب این که اکثر این مهاجرین از شهرها و نقاط کوچکتر در خارج از تهران

آمده بودند زیرا آن ها نسبت به ساکنان شهرهای بزرگ ایران با مشکلات و گرفتاری های

بیشتری روبرو میشدند.

با سختگیری اتحادیه اروپا در پذیرش پناهندگان، بسیاری از ایرانیانی که پناهنده شناخته نشده

بودند یا به کشور دیگری رفتند و یا مجبور به بازگشت به ایران شدند.

پراکندگی ایرانی ها در کشورهای مختلف خیلی ناهماهنگ است؛ چه از نظر قومیت، مذهب، و

چه از لحاظ موقعیت اجتماعی، زبان، جنسیت، عقاید سیاسی، تحصیلات، موقعیت قانونی،

موقعیت زمانی و علت مهاجرت )سیاسی، اقتصادی و یا اجتماعی(. از نظر موقعیت قومی و

بومی اکثریت مهاجران ریشه پارسی (Persian) دارند ولی عدهزیادی هم آذری، کرد، آسوری،

ترکمن، و ارمنی هستند. آن ها از نظر زبانی هم متفاوت بوده و فارسی زبان، آذری زبان، کرد زبان

و... شناخته می شوند. از نظر مذهبی هم آن ها اکثرا شیعه مسلمان، بهایی، یهودی،

مسیحی، زرتشتی، و کردهای سنی هستند.

در سوئد، در اواسط سال ۹۱۹۳ میلادی، میزان مهاجران ایرانی به اوج خود رسید ولی بعد با

 

 

15

سختگیری ها در قوانین مهاجرت سوئد، در اوایل سال ۹۱۱۳ میلادی میزان مهاجران و پناهندگان

ایرانی کم شد. نتیجتا اکثر مهاجرین اخیر در سوئد کسانی هستند که به خانواده های مهاجران

قبلی سوئد ملحق شده اند. برخلاف مهاجران کانادا و آمریکا، علی رغم داشتن تحصیلات بالا،

میزان بیکاری در میان مهاجران مقیم سوئد زیاد است. طبق آمار سال ۹۱۱۰ میلادی ایرانیان

مهاجر سوئد رتبه چهارم در میان مهاجران بیکار را داشتند؛ بیشتر به این خاطر که تحصیلات عالی

در ایران با ارزشهای پایین تری برآورد می شد. میزان بیکاران ایرانی در سوئد، در سال ۰۳۳۱

میلادی، ۰۳ ممیز چهار درصد بود. نتیجتا بیشتر ایرانیان مقیم سوئد یا دنبال کارهای خصوصی و یا

ادامه تحصیلات بالاتر رفته اند. این تبعیض، بخصوص تبعیض در بین خود مهاجران و پناهندگان،

بیش از پیش ایرانیان مهاجر سوئد را به طرف اشتغال های شخصی و خصوصی کشانده است.

در اسراییل، برخلاف سایر یهودیان مهاجر به آن کشور، ۱۹ درصد ایرانیان قبل از سال ۹۱۱۳ و

پیش از ایجاد و تاسیس کشور اسراییل در سال ۹۱۱۹ به آنجا مهاجرت کرده بودند و فقط ۹۳

درصد بین سال های ۹۱۹۳ تا ۹۱۱۹ از ایران به اسراییل رفته اند.

طبق آمار بانک جهانی ایرانیان مهاجر در سال ۰۳۳۳ میلادی ۳۵۰ میلیون دلار، در سال ۰۳۳۵ یک

ممیز دو میلیارد دلار و در سال ۰۳۳۱ یک میلیارد دلار به ایران فرستاده اند. در سال ۰۳۳۵ مطابق

آمار سازمان بینالمللی نیمی از این انتقال از طریق حواله انجام گرفته است. در سال ۰۳۳۰

میلادی ایران تشویق به انتقال پول به کشور و سرمایهگذاری در آن کرد ولی بیشتر ایرانیان مقیم

خارج به خاطر سابقه بد دولت جمهوری اسلامی در ضبط و تصاحب اموال بسیاری از آنان و عدم

امنیت و تعادل سیاسی پاسخ مثبتی به این تشویق ها ندادند.

طبق گزارشی که در سال ۰۳۳۳ میلادی منتشر شد، ایرانی ها بین ۰۳۳ تا ۱۳۳ میلیارد دلار در

آمریکا، اروپا و چین سرمایه گذاری کردند در حالی که تقریبا هیچ سرمایه گذاری در ایران نشد.

تشویق دولت ایران برای سرمایه گذاری ایرانیان مقیم آمریکا با دستور پرزیدنت کلینتون جهت

ممانعت در سرمایه گذاری در ایران در سال ۹۱۱۹ جلوی این کار را گرفت.

در سال ۰۳۳۰ میلادی طبق آمار Internationl Monetary Fund ایران بین ۱۹ کشور در حال رشد

رتبه اول را داشت و سالانه بین ۹۳۳ تا ۹۹۳ هزار نفر ایران را ترک » فرار مغزها « و توسعه از لحاظ

یی با تحصیلات بالای لیسانس در بالاترین میزان در » فرار مغزها « میکردند. در سال ۹۱۱۱ رقم

کشورهای آسیایی بود.

علاوه بر مسایل اقتصادی، اشتیاق به تحصیلات در سطوح عالی، مشکلات و سختیهای حاصل

از موقعیت سیاسی و حکومتی، بیکاری، عدم امنیت فکری و اجتماعی، عدم توانایی برای

 

 

16

نوشتن، تفکر و بیان عقاید سیاسی و مذهبی، محدودیتدر انتخاب رشتههای تحصیلی، از جمله

از ایران است. » فرار مغزها « دلایل دیگر

از ایران است. هر سال حدود یک و نیم » فرار مغزها « ورود به دانشگاه ها نیز یکی دیگر از دلایل

میلیون نفر در امتحانات ورودی شرکت می کنند و از میان آن ها فقط ۹۹ درصد پذیرفته می شوند.

حتی پس از اتمام دوران دانشگاه یافتن کار برای جوان ها آسان نیست. هر سال ۰۹۳ هزار فارغ

التحصیل دانشگاهی در جستجوی کار بر می آیند که فقط ۹۳ هزار نفر می توانند کاری پیدا کنند.

در سال ۰۳۳۳ میلادی میزان بیکاران ایران ۹۹ و نیم درصد بود ولی در مورد جوانان زیر ۵۳ سال ۰۳

ممیز پنج درصد بود.

اگر قبول کنیم که ۰۹ درصد جمعیت ایران زیر ۵۳ سال دارد و طبق آمار سال ۰۳۳۹ میلادی حد

را » فرار مغزها « متوسط سن آن ها ۰۳ ممیز هشت بوده است، بنا بر این، می توان علت واقعی

دریافت.

پس از انتخاب محمود احمدی نژاد در سال ۰۳۳۳ میلادی به ریاست جمهوری میزان درخواست

از سال ۰۳۳۳ میلادی به بعد » فرار مغزها « . ویزا به اروپا و آمریکا ۰۳ تا ۵۳ درصد افزایش یافت

شاید یکی از علل مشکلات مالی در ایران در دوران حکومت احمدی نژاد باشد.

در دوبی بهترین جا برای سرمایه گذاری ایرانیان است. به » تجارت آزاد « در حال حاضر منطقه

علاوه حدود ۱ هزار دانشجوی ایرانی در دوبی هستند. طبق گزارش وزارت علوم جمهوری

سالی حدود ۳۳ میلیارد دلار، یعنی دو برابر عایدی از فروش نفت، به ایران » فرار مغزها « اسلامی

ضرر می رساند.

ایرانیانی که در سرتاسر جهان پراکنده هستند بدون شک می توانند کمک و یار بزرگی برای ایران

و ایرانیان داخل کشور باشند و کشور را از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بازسازی کنند. آن

ها می توانند با یک استراتژی سازنده رفتار و کردار خصمانه رژیم تهران را از هر جهت تغییر دهند.

حدود ۱۳۳ هزار ایرانی در شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس زندگی می کنند و پس از آمریکا

و کانادا شیخ نشین های خلیج فارس سومین منطقه ای از لحاظ اسکان ایرانی هاست. پس از

کانادا، قطر و آلمان هستند که هر کدام بیش از ۹۳۳ هزار ایرانی را میزبانی می کنند. در سوئد

۹۳۳ هزار و در انگلستان ۳۹ هزار و در اسراییل ۹۵۳ هزار ایرانی  یهودی زندگی میکنند )جالب

این است که بسیاری از ایرانیان یهودی حاضر به ترک ایران نشدهاند و با وجود تعداد کم آنها،

ایران پس از اسراییل بیشترین یهودیان را در خاورمیانه دارد( کشورهای دیگر با جمعیت قابل

 

 

17

ملاحظه ایرانی ترکیه و استرالیا می باشند.

داستان ایرانی ها داستانی تراژیک است ولی هر تراژدی در عین حال فرصت خوبی را هم به

همراه دارد. با باز شدن درها بروی ایرانیان در کشورهای میزبان، برای اولین بار در تاریخ مردم

ایران آن ها امکان و انگیزهای یافته اند تا بتوانند تاریخ و فرهنگ غنی خودشان را به کشورهای

میزبان معرفی کنند. این امر بسیار مهم و ضروری است چون با سیاست غلط ۵۳ ساله رژیم

موجود ایران و تصویری که از ایران و ایرانی در دنیای خارج بوجود آمده و با روشی که رژیم ایران

برای از بین بردن فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی پیش گرفته، ایرانیان مقیم خارج برای حفاظت

فرهنگ و هویت واقعی خود وظیفه سنگینی بر عهده دارند.

می باید به یاد داشت که در مصر و هندوستان به خاطر حضور فرانسویان و انگلیسی ها آن ها

توانستند تمدن و تاریخ قدیمشان را به جهانیان بشناسانند ولی ایران به خاطر مرزهای بسته و

زبان ناآشنا و عدم تسلط غربیان در ایران تمدن و تاریخ آن چنان که شایسته است به جهانیان

شناسانده نشده است.

به دو زبان فارسی و » میراث ایران « یکی از عللی که من ۰۳ سال پیش اقدام به نشر مجله

انگلیسی کردم همانا رنج از ناآشنایی میزبانان آمریکا به آداب و رسوم و تمدن و فرهنگ ایران و به

خاطر شناساندن ماهیت اصیل ایرانی در زمانی بود که به خاطر گروگانگیری و رفتار خصمانه رژیم

با آمریکایی ها و اروپایی ها، جهانیان نه تنها از دولت ایران بلکه از مردم ایران تصویری منفیدر

این » بدون دخترم هرگز « ذهن داشتند و با تولید فیلم های نادرست و مشمئزکننده ای چون

خود را موظف میدانست نه تنها به میزبانان » میراث ایران « تصویر را برجسته می کردند. مجله

بلکه به نسل دوم و سوم ایرانی  آمریکایی که تصویری مثبت از سرزمین اجداد خود در تلویزیون و

رسانه های آمریکایی نمی دیدند نقش آموزنده ای را ایفا کند.

هنوز هم با وجود اینترنت و وسایل ارتباطی که بواسطه آن ها می توان به سرعت با هر گوشه

دنیا تماس گرفت، داستان ایران و ایرانی ها آنطور که باید و شاید برای جهانیان توصیف نشده

است.

وظیفه ایرانیان پراکنده در دنیاست که برنامه های فرهنگی و اجتماعی خود را بیشتر توسعه داده

و علاقه و توجه به ایران و ایرانی ها را افزایش دهند. هر ایرانی مهاجر می باید سفیری باشد

برای فرهنگ و تمدن ایران. در این مرحله زمانی ایرانیان مقیم خارج در بهترین موقعیت برای

ساختن پلی بین دنیای شکاف خورده شرق و غرب هستند.

 

 

18

ایرانی ها و بخصوص استادان ایرانی دانشگاه ها در غربت می توانند با کمک و یاری سرمایه

داران ایرانی برنامههای مهمی درباره تاریخ و تمدن ایران، سیاست و زبان های ایرانی )شامل

زبانهای اولیه قدیمی و قرون وسطایی ایران نظیر آنچه در دانشگاه های کلمبیا و سوربن و

استانفورد و بسیاری از دانشگاه ها انجام می گیرد( برگزار کنند. جای تاسف است که در برخی

دانشگاه ها نظیر پرینستون با این که ایرانیان وطن دوست مخارج تاسیس کرسی های مربوط به

ایران را داده اند مسئولین دانشگاه اغلب استادان غیرایرانی متخصص در تمدن یونان و دنیای عرب

را استخدام کرده اند. در برخی از این دانشگاه ها دیده می شود که به خاطر اختلاف در عقاید

سیاسی ایرانیان با همدیگر متاسفانه رییس ایرانی کرسی ایران شناسی حذف شده و جای او

به یک غیرایرانی داده می شود.

برگزاری کنفرانس ها و فسیتوال هایی نظیر رژه ایرانیان در نیویورک و یا جشن های نوروزی

باشکوه و چشمگیر در لوس آنجلس، واشنگتن و مراسم سیزده بدر، مسابقات ورزشی بین ایران

و تیم های آمریکایی و سایر کشورها، نمایشگاه های نقاشی و به شهرت رسیدن هنرمندان

ایرانی در آمریکا نظیر شیرین نشاط، نگار احکامی، نیکی نجومی، زنده رودی، مشیری و بسیار

هنرمندان زن و مرد و نمایشگاه های نقاشی و هنری هنرمندان داخل و خارج از ایران در

کشورهای گوناگون اروپایی و آمریکا، علاقه نشان دادن به شاعران ایرانی نظیر حافظ، فردوسی،

سعدی، خیام، مولانا و بسیاری دیگر و اشعار شاعرانی که از عشق و شراب و نوشیدن و

ساختن میگویند و معرفی این که شراب در شش هزار سال قبل از میلاد مسیح در ایران تولید

می شده همه در شناساندن فرهنگ و هویت ایرانی موثر است.

ایرانیان مهاجر وظیفه دارند که با همت و پشتکار بسیار و با نشان دادن فرهنگ و آداب، و حتی

معرفی غذاهای ویژه ایرانی که برای بسیاری از غیرایرانیان آشنا نیست از نکات تاریک و مبهمی

که در اذهان و افکار عمومی مردمان غیر ایرانی درباره ایرانیان ضبط شده پرده برداشته و خوبیها

و تمدن واقعی و چهره اصیل ایران و ایرانی را به آن ها نشان دهند.

یکی از مشکلاتی که ایرانیان بخصوص در دوران گروگانگیری و حتی بعد از آن داشته اند مساله

هویت و طبقه بندی نژادی آنها بوده است. اوایل بسیاری از مهاجرین و تبعیدی ها به با توجه به

این که بسیاری از مهاجرین آسیایی )هندی و آسیای شرقی( و اقلیت های دیگر به هنگام آغاز

سفید « هر گونه کار و کسبی از دولت کمکهای مالی میگرفتند، در سرشماری ها خود را

معرفی نمی کردند تا بتوانند مشمول کمکها و مزایای دولتی بشوند. » پوست

عدهای از رهبران جامعه ایرانی در آمریکا تا مدتی مصرانه تلاش میکردند که ایرانی ها در

 

 

19

» دیگر « از کلمه یا لغت » سفید « سرشماری های مختلف به جای معرفی نژاد خود بعنوان

(other) استفاده کنند. شگفتیآن بود که ایرانیان مدعی نژاد آریایی ناگهان برای دریافت کمک

های ناچیز و اغلب زیان آور خود را غیرسفید و آسیایی معرفی می کردند. یکی از مسایلی که در

این زمینه ایرانیان متوجه نبودند شناساندن خود بعنوان آسیایی بود در حالی که هیچ گاه یک

لبنانی یا عراقی یا اسراییلی خود را آسیایی نمی داند و همیشه اظهار می کند که خاورمیانه ای

است. یک مصری هیچ وقت خود را آفریقایی خطاب نمیکند بلکه می گوید که خاورمیانه ای

است. برای آن که این شبهه در طبقه بندی نژادی را رفع کنیم می توانیم از طبقه بندی نژادی

اداره آمار آمریکا استفاده کنیم که نژاد سفید را مردمی که ریشه آن ها از اروپا، خاورمیانه، یا

شمال آفریقاست می شناسد که شامل کسانی هم که در طبقه بندی نژادی خودشان را

ایرلندی(، آلمانی، ایتالیایی، لبنانی، خاور آیریش « و یا ریشه قومی و بومی شان را » سفید «

نزدیک، عرب یا لهستانی میدانند میشود.

دارندگان نژاد آسیایی کسانی هستند که ریشه هاشان در خاور دور، جنوب شرقی آسیا یا شبه

قاره هندوستان و یا کامبوجیه، چین، هندوستان، ژاپن، کره، مالزیا، پاکستان، فیلیپین، تایلند و

ویتنام، شامل هندی، آسیایی، چینی، فیلیپینو، کرهای، ژاپنی، ویتنامی یا سایر آسیاییها می

باشد.

بنا بر این، با همه فشارها و تبعیضهایی که در غربت برای بسیاری از ایرانیان مهاجر و

فرزندانشان در ظرف ۵۳ سال گذشته ایجاد شده، انصاف نیست که ما خود نیز به بهانه ای دیگر

نوعی تبعیض نژادی بیشتر برای خودمان بوجود آورده و از این بابت خسارات روحی و مالی و

اجتماعی بیشتری را تحمل کنیم.

 

 

*هیئت مدیره بنیاد از جناب تقی مختار سردبیر ومدیر نشریه هفتگی ایرانیان که با

کمال صمیمت ویراستاری وتدوین سخنرانی جناب دکتر احکامی را بعهده گرفتند و با

دقت ومهارت مخصوص خویش آنرا تهیه وپس از درج درنشریه هفتگی ایرانیان آنرا در

اختیار دبیرخانه بنیاد قرار دادند،نهایت سپاسگزاری را دارند.

*هیئت مدیره بنیاد از جناب دکتر مرتضی انواری که فعالیت های فرهنگی بنیاد را

ازطریق وبسایت به نظر علاقه مندان آن میرسانند صمیمانه سپاس دارد.

Not for Profit

P.O.  Box  4184

Rockville, MD. 20849

Damavand@DamavandCulturalFoundation.org

(240) 428-8337

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/3d/Damavand_in_winter.jpg

بنیاد فرهنگی د ماوند

Damavand Cultural Foundation

Damavand Cultural Foundation