برنامه شماره 5

 

استقبال از پنجمین برنامه *بنیاد فرهنگی دماوند*

 

غروب روز شنبه گذشته 18 فوریه  پنجمین برنامه *بنیاد فرهنگی دماوند*که باگفتاری پیرامون فردوسی وشاهنامه و اجرای موسیقی ایرانی اختصاص داشت در سالن تکنیکال سنتر مونتگمری کالج شعبه راکویل برگزار و با استقبال بی نظیر علاقه مندان شرکت کننده در آن روبرو شد

 

ابتدا دکتر امیر حسین آزادی از کلیه مدعوین تشکر نمود واظهار داشت میدانم که تعداد زیادی از دوستان از راه های دور میآیند ولی عشق به فرهنگ ایران چنان جاذبه ای را دارا است که امشب دوستان را در این مکان آورده است و پس از آن اضافه نمود که در این جلسه بار دیگر مایلم هیئت مدیره بنیاد را برای آشنائی هرچه بیشتر معرفی نمایم سپس نام افراد را بدینترتیب بیان کردند- دکتر احمد کاظمی-موسوی-دکتر آرام حسامی- دکتر میر مظفری دکتر ابراهیم نوروزی و دکتر محمد رضا شهاب که امشب ریاست جلسه را عهده دارهستند و سپس از ایشان خواستند تا سخنران را معرفی نمایندورئیس جلسه با معرفی سخنران و اظهار اینکه سخنران یکی از معدود افرادی است که در باره فرهنگ ایران زمین بخصوص در باره فردوسی و شاهنامه اش دارای اطلاعات بسیار ذیقیمتی میباشند وسپس از آقای آریانا خواسته شد تا مطالب خود رابیان نمایند 

 

سخنران نخست گفتار خودرا با اشعاری از فردوسی آغاز وپس از شرح مبسوطی در باره انواع تاریخ ها اظهارداشت تاریخ ایران باستان اگر چه از سوی مورخین پس از اسلام چون ابن مقفع-طبری-ابن خرداد-حسن اصفهان-اصطخری-مسکویه-ابن خلدون بطور کوتاهی نگاشته شد اما این مورخین خاور زمین نبودند که بیشتر بدان پرداخته اند کسان دیگری چون فیلون-ژرستین-پلوتاک-یوسف-فلاویوس-دی نن- آنته-کنت کورثت-گایوس-پلیتیو-سکنیزاس-گزنفون وهردوت بوده اند. اینان نیز تاریخ ایران را از آغاز پادشاهی دیاکوپادشاه ماد دانسته اند. اما بیگمان مردمان ساکن در ایران پیش از این نیز تاریخی داشته اند این راست است که گزنفون در روزگار کورش دوم در ایران میزیسته و حتی در سپاه کورش می جنگیده ودر جنگ با آخسن نیز مشارکت داشته .

 

از آنجائیکه ایران میهن ما در چار راه پیش آمدهای حوادث قرارداشته ودارد و پیوسته از هرسوی به حمله های گوناگون گرفتار آمده ودر این سرزمین ایران سوزیها کاخ سوزانها شده –کتابخانه ها از میان برده اند اگرچه رم نیز در سده سوم میلادی امپراطوری چون جوزستیمن چنین نهاد که آکادمیها را بستند و اندکی هم کتاب سوزان کرد  اما هرگز چون ایران نشد که آمدند و بیکبار از ریشه همه چیز را سوزنداند واز بین بردند.ایران بیش از هر گروهی از حمله ی تازیان زیان دید –باید توجه کرد که داستان تازیان چیزی جدا از آئین اسلام است و این گوینده را سر آئین سیتیزی بهیجوجه نیست –بهر روی چون سردار معروف تازی سعد وقاص به نهاوند که رسید کتابخانه بزرگی یافت واز خلیفه عمر پرسید با این کتابخانه چه کند؟. خلیفه عمر گفت اگر این کتاب ها بر ضد قران است که باید از میان رفته ونابود شود و اگر موافق قران هستند ما قران را در دست داریم و به آنها نیازی نیست.پس این کتابها از میان رفت و رابطه ی ما با پیش از اسلام اندک شد. خوشبختانه در روزگار خاندان ساسانی بویژه انوشیروان چنان خواستند که تاریخ ایران کهن را یک جا گردانند . چون اینکار شدکتبی زیبا و آراسته تدوین شده بود و چون سعد وقاص این کتاب را در تیسفون یافت آن را بنزد خلیفه فرستاد تا خود هرچه خواهد کند. عمر از کسانی خواست تا بخشهائی از آنرا بعربی ترجمه کنند و براو بخوانند دید یا داستان مردان بزرگ در روزگار پیش است و یا سخننانی بس بلند واستوار است پس از میان بردن ان نخواست ولی از طرفی این ممکن نبود که خلیفه مسلمین کتاب زرتشتیان آتش پرست را نگهبان باشد.روی این اصل عمر کتاب را نزد امپراطور حبشه فرستادند داستان آتش پرستی زرتشتیان نیز خود داستانی است که مردی چون فردوسی را به واکنش و پاسخگوئی واداشته ودراین چکامه سرزنش آمیزبه تازیان هشدار میداده است

 

نیا را بهی بود آئین پیش                     پرستیدن ایزدی بود کیش

مپندار کاتش پرستان بدند                    پرستیده-پاک یزدان بدند

نیاز شکده داشتند آنچنان           که مر کعبه را مسلمین این زمان

مرا برزدین کهن ننگ نیست          که دانیم دادارکیهان یکی است

 

در اینجا باید گفته آید که هرگاه که ایران به حمله بیگانه ای گرفتار آمده است سه جنبش ایستائی یا مقاومت پدید آمده است

 

یکی سپاهی ایستائی یا مقاومت نظامی و همانطوریکه میدانیم بیش از دو سده مازندران وگیلان در برابر تازیان ایستادند و خاندانهای ایرانی سر افراشته مانند طاهریان اگر چه رنگ مذهبی داشتند –دیلمیان در مازندران-صفاریان در سیستان وبلوچستان –کرمان-مکران-سامانیان در خراسان بزرگ.

 

دوم مقاومت بیدار دلان ایران میبوده است که باور داشتند که باید نشانه های مردمی و سنت های ملی را حفظ و بر پا داشت همانند-چهار شنبه سوری-نوروز-سیزده بدر-مهرگان –یلدا –جشن سده ویا جشن آب پاشان –وپرچم ودرفش.

سوم توده ایستادگی که در جای دیگر باید گفته شود

 

باری پس از انوشیروان بار دیگر خاندان صفاری به گرد آوری تاریخ ایران پرداختند و بدین منظور ابومنصور عبدالرزاق ابن عبداله –فرخ معتمد الملک را بر این کار گمارد وکسان به حبشه وهندوستان فرستاد تا این تاریخ هارا گرد آورند وسامانیان نیز در این راه کوشیدند و نوح ابن منصور سامانی بدینکار برخواست.در روزگار سامانیان جوانی بنام دقیقی کار نظم شاهنامه را آغاز کرد وبیش از هزار بیت نگفته بود که کشته شد وپس از او به روزگار غزنویان فردوسی توسی از زادگاهش شهر باژنزدیکی توس به نظم شاهنامه پرداخت. بیش از سی سال طول کشید تا کار شاهنامه به انجام رسید –اینکه کسانی گفته اند که به خواست سلطان محمود غزنوی این کار آغاز شد بهیچ روی راست نیست چه در دستگاه محمود بیش از چهار صد شاعر بودند که از بهترین شرائط زندگی برخوردار بودند در حالیکه فردوسی تمام زندگی را با سختی و رنج و بی چیزی بپایان برده است.-چون کتاب به پایان رسیدبه نام محمود غزنوی کرد بهره ای نبرد

 

 شاهنامه چهار دفتر یا بخش است –

بخش اول که روزگار پیشدادیان خوانده میشود از پادشاهی کیومرث آغاز و به گرشاسب پایان می پذیرد ودر اینجا 1341 سال میبوده است

بخش دوم روزگار کیانیان است که از کیقباد آغاز وبه داراب پایان میگیرد و آن 732 سال است

بخش سوم اشکانیان است که 200 سال بوده که از قباد آغاز و به اردوان پایان میگیرد

بخش چهارم ساسانیان است که از اردشیر بابکان اغاز و به یزدگرد سوم پایان میگیرد که 456 سال بوده است

 پس از پایان سخنرانی استاد نادر مجد قطعاتی نواختند وپس از آن هنرمند جوان البز شیر محمدی نیز قطعات بسیار زیبائی اجرا کردند.

 

برنامه های فرهنگی بنیاد هردو ماه یکبار در کالج مونتگمری اجرا میشود. *

Not for Profit

P.O.  Box  4184

Rockville, MD. 20849

Damavand@DamavandCulturalFoundation.org

(240) 428-8337

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/3d/Damavand_in_winter.jpg

بنیاد فرهنگی د ماوند

Damavand Cultural Foundation

Damavand Cultural Foundation